جمال رضايى

539

بيرجندنامه ( فارسى )

چنين بود : زننده دست چپش را باز و عمود بر زمين مىنهاد به نحوى كه نك انگشت كوچك او عمود بر زمين قرار مىگرفت و انگشت شست را بالا مىگرفت و تيله را با انگشت شست و اشارهء دست ديگر و شست دست راست بر انگشت ميانى كه از بند اوّل تا زده بود مىنهاد و با اين سر انگشت تازده تيلهء را از ميان انگشتان بشدّت به سوى تيلهء حريف كه بر لبهء اوّلين « خانه » قرار داشت رها مىكرد و سعى مىكرد تيلهء حريف را بزند . برخورد دو تيله را " تير " و اين عمل را " تيرزدن " مىگفتند . اگر بازىكن مىتوانست " تير " بزند بعد " تيلهء " خود را به سوى " خانه " اى مىراند و آن را داخل " خانه " مىانداخت و " خانه " مىگرفت . زدن " تير " دو برابر گرفتن " خانه " امتياز داشت و واحد برد و باخت بازى " تير " بود . هر بازىكن تا وقتى كه مىتوانست " تير " بزند و " خانه " بگيرد به بازى ادامه مىداد و گرنه ديگرى بازى را شروع مىكرد . اوّل كسى كه در صف بازىكنان قرار مىگرفت و بازى را شروع مىكرد " سر جلوزن " ( سر جلوّزه [ ن ] sar jelowze [ n ] ) ناميده مىشد . 3 - 31 - قپّقان qoppaqan ( قپّكان ) : بازى " قپّقان " از نظر نحوهء اجراى بازى و شرايط آن همانند بازى " شستى " و تفاوت اين دو بازى در موارد زير بود : * " تيلهء قپّقان " از " تيلهء شستى " بزرگتر و به اندازهء يك گردوى بزرگ بود . اين تيله را هم از سنگ مىتراشيدند و صيقلى مىكردند . * قطر و عمق " خانه " هاى اين بازى از « خانه » هاى بازى شستى بيشتر بود براى آن‌كه تيله در آن جا بگيرد و به‌آسانى بيرون آورده شود . * فاصلهء " خانه " ها در اين بازى حدود 4 تا 5 متر بود . * گرفتن و زدن تيله در اين بازى چنين بود كه بازيكن تيله را روى بند تا زدهء انگشت ميانى خود مىگذاشت و با دو انگشت اشاره و شست آن را نگاه مىداشت و هنگام زدن تيله دست خود را به عقب مىبرد و بسرعت به جلو مىآورد و تيله را رها مىكرد و مىزد . باقى شرايط بازى و نوع برد و باخت مانند بازى شستى بود و ارزش هر " تير " را پيش از آغاز بازى تعيين مىكردند . 4 - 31 - وجب رسونوكّ vajab rasunukk ( وجب رسانك ) : بازىكنان از دو تا چهار نفر بودند كه هركدام يك تيلهء " شستى " در اختيار داشتند . ميدان يا " داو " بازى زمينى بود تقريبا 4 * 5 متر . وقت شروع بازى هركدام تيلهء خود را در نقطه‌اى از " داو " مىنهادند . شروع‌كنندهء بازى كه تعيين مىشد بازى را بدينسان آغاز مىكرد كه انگشت ميانى خود را در پشت انگشت اشاره مىگذاشت و آن را به تيلهء خود مىزد يا تيله را بدانوسيله